توسط نرگس
| شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۸ | 6:40
دو خوابیدم، یه ربع به پنج بیدار شدم ناخودآگاه و بدون خستگی.
خواب دیدم با مامانم و مادربزرگم رفتیم خونه قدیمیه. اونا انگار که رو زمین دراز کشیده بودن، بعد من با دست راستم دست مادربزرگمو گرفتم و با دست چپم دست مامانمو. اینطوری یه انرژی خوب و آرامشی برقرار شد و اونا چشماشونو بستن و من فقط داشتم دستامونو نگاه میکردم یه مدت طولانی.
پ.ن: زیر دستامون چندتا برگ سبز هم بود.