reName

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

توسط نرگس | شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۸ | 6:40

دو خوابیدم، یه ربع به پنج بیدار شدم ناخودآگاه و بدون خستگی.

خواب دیدم با مامانم و مادربزرگم رفتیم خونه قدیمیه. اونا انگار که رو زمین دراز کشیده بودن، بعد من با دست راستم دست مادربزرگمو گرفتم و با دست چپم دست مامانمو. اینطوری یه انرژی خوب و آرامشی برقرار شد و اونا چشماشونو بستن و من فقط داشتم دستامونو نگاه میکردم یه مدت طولانی.

پ.ن: زیر دستامون چندتا برگ سبز هم بود.

آرشیو وب
  • تیر ۱۴۰۵
  • خرداد ۱۴۰۵
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۰
  • مرداد ۱۴۰۰
  • اسفند ۱۳۹۹
  • بهمن ۱۳۹۹
  • دی ۱۳۹۹
  • آذر ۱۳۹۹
  • آبان ۱۳۹۹
  • مهر ۱۳۹۹
  • شهریور ۱۳۹۹
  • مرداد ۱۳۹۹
  • تیر ۱۳۹۹
  • خرداد ۱۳۹۹
  • اردیبهشت ۱۳۹۹
  • فروردین ۱۳۹۹
  • اسفند ۱۳۹۸
  • بهمن ۱۳۹۸
  • دی ۱۳۹۸
  • آذر ۱۳۹۸
  • آبان ۱۳۹۸
  • مهر ۱۳۹۸
  • شهریور ۱۳۹۸
  • مرداد ۱۳۹۸
  • تیر ۱۳۹۸
  • خرداد ۱۳۹۸
  • اردیبهشت ۱۳۹۸
  • فروردین ۱۳۹۸
  • اسفند ۱۳۹۷
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای reName محفوظ است .