reName

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

توسط نرگس | سه شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۹ | 15:40

۱. پاشدم تو کرونا دو روز رفتم شمال، اعصاب خرابم درست شد ولی احساساتم برنگشت، اگه برنگرده چی؟ 

۲. تو عمرم دفعه اولم بود که بیشتر از یک سال تمام پامو از تهران بیرون نذاشته بودم.

۳. برای جاده مجوز گرفت بابام، بیرون از شهر هم مستقر بودیم کرونا مرونا خبری نبود.

۴. احساسات که میگم، منظورم ناراحتی و خوشحالی و اینا نیست، اون حس پایین هم نیست، اون بالا منظورمه و کمی بالاتر از وسط. کروکی بکشم؟ 

 

توسط نرگس | دوشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۹ | 11:45

امروز رفتم دندانپزشکی، از یک هفته قبل هم وقت گرفتم و تاحالا اونجا نرفته بودم. گفت تشکیل پرونده بده، پشتشم امضا کن. کاش فقط عکس گرفته بودم ازون افتضاحی که پشتش نوشته بود که باید امضا میکردم که از نظر قانونی و شرعی(!!!!) هیچ شکایتی نخواهم داشت بابت اینکه اگر مشکلی برام پیش بیاد و تمام هزینه ای که دکتر کی ری میگه رو خواهم پرداخت، منم امضا نکردم، منشی تخ می هم گرخید دید من امضا نمیکنم.. یکمی با تعلل کارامو انجام دادن بعد دکتره اومد عکس دندونو نشون داد و یکم توضیح داد و در پایان گفت در تخصص من نیست این کاری که باید رو دندونت انجام بشه! منم گفتم عه باشه و اینا.. و گفتند یک دکتر دیگه یکی دو هفته دیگه وقت داره اون انجام میده! منم گفتم باشه وقت بزن ولی احتمال نود درصد زنگ میزنم کنسل میکنم. فقط باید یه روز برم اون برگه ی پرونده که اطلاعات شخصی و آدرس اینا نوشته شده رو ازش بگیرم. 

من تا حالا شبیه این برگه ها رو امضا کردم ولی اینطوری نبوده، مثلا وقتی برای فیبروز رفتم تمام وسایل رو جلوی خودم باز کرد و آخرش گفت رو برگه امضا کنم که تمام وسایل جلوی خودم باز شده و نو بوده.. ولی اینو تا حالا ندیده بودم که برای کاری که نمیدونم چیه و چه اتفاقی میفته از قبل بخوام امضا بدم. مخصوصا اون قسمت شرعیش خیلی لجمو دراورد یعنی بابت بلایی که احتمالا میخواست سرم بیاره حلالیت طلبیده بود. 

توسط نرگس | دوشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۹ | 0:20

دیشب در ادامه ی روزهای گذشته حالم خوب نبود، و میخواستم یه پست معمولی اینجا بذارم ولی بعد تصمیم گرفتم همونو همراه با عکس مرتبط بهش که همون موقع انداخته بودم استوری کنم و یه کوئسشن باکس هم گذاشتم و نوشتم چطورید؟ و بعد باز همه جوابارو استوری کردم. همین کار ساده باعث شد تا الان انرژی خوبی داشته باشم و حالم خوب باشه و این خییلییی خوبه! شاید اگه کسی قبلش بهم میگفت اینکارو کنی انرژی خوبی خواهی گرفت میگفتم بروبابا حوصله ندارم یا اصلا چه ربطی داره.. ولی بعد برای خودم جالب و عجیب بود کسانی که نمیدونن درون لحظه به چی فکر میکنی یا چه حالی داری یا چه مشکلاتی برات پیش اومده، و فقط باهات دوست هستند، حرفی میزنند که اصلا ربطی هم به خوب کردن حال یک نفر نداره، ولی تاثیری که میذاره فوق العاده* است.

*قرار بود سلینجری بمونم و ازین کلمه استفاده نکنم ولی چیزدیگه ای به ذهنم نرسید.

توسط نرگس | جمعه ۱۲ دی ۱۳۹۹ | 0:35

قبلا، شاید برای همچین شبی گریه کردم، فکر کردم، ناراحتی کشیدم، باز فکر کردم و فکر کردم و حرفامو نزدم و بعد باز گریه کردم؛ ولی الان که امشب اومده، فقط آروم رو مبل دراز کشیدم و حال ندارم برای خودم یه بالشت بیارم بذارم زیر سرم، فقط همین.

توسط نرگس | چهارشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۹ | 11:40

در وبلاگمم باز نکرده بودم این مدت. یهو خر میشم بااینکه مثلا وقتشو هم دارم ولی دیگه نمیتونم بیام چک کنم یا چیزی بنویسم یا وبلاگ بخونم.

توسط نرگس | دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۹ | 2:4

قبلا هم اینو گفتم، وقتایی مثل الان، که خیلی حالم اینطوریه، همش توهم میزنم بیرون هوا روشنه و داخل تاریکه، بعد پنجره رو نگاه میکنم تا بفهمم. قدیم حتی بدتر هم بود این وضعیت، چون پنجره هارو کاملا روشن میدیدم، الان کم پیش میاد روشن ببینم و فقط حس اینو دارم که روشنه.

توسط نرگس | دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۹ | 1:1

امروز تنها چیزی که یادم میومد این بود که پارسال زنگ زدم به مادربزرگم و بهم گفت یلدا مبارک!

سالها بود که تو اینجور شبها (عیدهای مختلف و ...) تنها بود هرچی هم مامانم میگفت بیایم دنبالتون قبول نمیکرد، درحالیکه وقتی بچه بودیم همیشه شب یلدا اونجا بودیم و برامون یه میز پر از خوراکی میچید، حتی سالهای قبلترش که من مثلا دبستان بودم یادمه روی کرسی وسایل میچید و میرفتیم اونجا و کلی بهمون خوش میگذشت. پارسال که بهش زنگ زدم فکر نمیکردم آخرین شب یلداییه که هست!

آرشیو وب
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۰
  • مرداد ۱۴۰۰
  • اسفند ۱۳۹۹
  • بهمن ۱۳۹۹
  • دی ۱۳۹۹
  • آذر ۱۳۹۹
  • آبان ۱۳۹۹
  • مهر ۱۳۹۹
  • شهریور ۱۳۹۹
  • مرداد ۱۳۹۹
  • تیر ۱۳۹۹
  • خرداد ۱۳۹۹
  • اردیبهشت ۱۳۹۹
  • فروردین ۱۳۹۹
  • اسفند ۱۳۹۸
  • بهمن ۱۳۹۸
  • دی ۱۳۹۸
  • آذر ۱۳۹۸
  • آبان ۱۳۹۸
  • مهر ۱۳۹۸
  • شهریور ۱۳۹۸
  • مرداد ۱۳۹۸
  • تیر ۱۳۹۸
  • خرداد ۱۳۹۸
  • اردیبهشت ۱۳۹۸
  • فروردین ۱۳۹۸
  • اسفند ۱۳۹۷
  • بهمن ۱۳۹۷
  • دی ۱۳۹۷
  • آذر ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۷
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای reName محفوظ است .