reName

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

توسط نرگس | دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۹ | 1:1

امروز تنها چیزی که یادم میومد این بود که پارسال زنگ زدم به مادربزرگم و بهم گفت یلدا مبارک!

سالها بود که تو اینجور شبها (عیدهای مختلف و ...) تنها بود هرچی هم مامانم میگفت بیایم دنبالتون قبول نمیکرد، درحالیکه وقتی بچه بودیم همیشه شب یلدا اونجا بودیم و برامون یه میز پر از خوراکی میچید، حتی سالهای قبلترش که من مثلا دبستان بودم یادمه روی کرسی وسایل میچید و میرفتیم اونجا و کلی بهمون خوش میگذشت. پارسال که بهش زنگ زدم فکر نمیکردم آخرین شب یلداییه که هست!

آرشیو وب
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۰
  • مرداد ۱۴۰۰
  • اسفند ۱۳۹۹
  • بهمن ۱۳۹۹
  • دی ۱۳۹۹
  • آذر ۱۳۹۹
  • آبان ۱۳۹۹
  • مهر ۱۳۹۹
  • شهریور ۱۳۹۹
  • مرداد ۱۳۹۹
  • تیر ۱۳۹۹
  • خرداد ۱۳۹۹
  • اردیبهشت ۱۳۹۹
  • فروردین ۱۳۹۹
  • اسفند ۱۳۹۸
  • بهمن ۱۳۹۸
  • دی ۱۳۹۸
  • آذر ۱۳۹۸
  • آبان ۱۳۹۸
  • مهر ۱۳۹۸
  • شهریور ۱۳۹۸
  • مرداد ۱۳۹۸
  • تیر ۱۳۹۸
  • خرداد ۱۳۹۸
  • اردیبهشت ۱۳۹۸
  • فروردین ۱۳۹۸
  • اسفند ۱۳۹۷
  • بهمن ۱۳۹۷
  • دی ۱۳۹۷
  • آذر ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۷
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای reName محفوظ است .