توسط نرگس
| چهارشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۶ | 7:14
۱.من برای "بزرگتری کردن" در مقابل افراد بالغ، ساخته نشده ام. وقتی در ذهنم یک لحظه بررسی میکنم: که من بزرگترم و الان اون فرد بالغِ چند سال کوچکتر از من، منو به چشم دیگه ای میبینه، مجبورم خودم نباشم، نقش بازی کنم، و این چقدر سخته!
۲.من هنوز و دقیقا در سی و دو سالگی ام میتونم یک دختر کوچک درونم داشته باشم که در حال شنیدن غیبت ها و حرفهای خاله زنکی و البته رژیم، گوشه ای کنار اتاق بنشینم و به اصرار دخترهای کوچک، برایشان پرنسس بکشم.
۳.و باز تاریخ تکرار کرد. تبریک تولد من در ختم! دیروز در مراسم عمه، تبریک های یواشکی و آرام، مانند اسفند سال نود و سه در ختم مادربزرگ.