توسط نرگس
| یکشنبه ۲ دی ۱۳۹۷ | 23:14
۱. وقتی من راحت تو تاریکی و خلوت خودم نشستم، یکی هست که داره ساعت یازده شب، راهروها رو با آب و وایتکس تمیز میکنه. بوی خوبیه برای من ولی برای اون چی؟
۲. گاهی هم ساعت هشت شب، در سرمای دی ماه باید زانو زد جلوی زن دستفروش و با دقت یک لیف از بین لیفهایی که بافته خرید.