و باز ، با تکرار این توضیح که قبلا نوشتم در وبلاگ، این فرد بیمار و وحشتناک* و قوی! یعنی کاوه.
کلی به روش های مختلف مخصوص به خودش، سعی کرد تا از بلاکی دربیاد. منم در تلگرام unblock کردم. اول که کلی زر زدن و تنفرش از همه چی و اینا. بعد میگه تو فقط یک کار میتونی برام بکنی اونم اینکه منو از بلاک دربیاری! منم پرسیدم چه سودی داره برات؟ که جواب داد ضرری ندارم برات. (چه .. خوردنا ! تو کلا سر تا پا ضرری. اون اصلی هفت ساله دست برداشته ولی تو که هیچ کاره بودی نه). منم فرمودم هیچ کدومتون تو ذهنم نیستید، حتی یک ذره. بعد عین جمله اش اینه: بذار یکم خیالت و راحت کنم در مورد خودم، من دنبال هیچ گونه داستانی نیستم باهات، فقط میگم باشیم خوبه...
باشیم خوبه و اون سه نقطه! باشیم خوبه چی هست اصلا؟ خب من که دقیقا میدونم دنبال چیه. لاس زدن و پول! چند سال پیش گفت من دنبال پولت نیستم ، من این جمله رو دقیقا اینجوری میشنوم که من دنبال پولت هستم! نه اینکه تا حالا پول نخواسته! خواسته و من ندادم، بعد خیلی ریلکس میگه فقط باشیم!
یعنی من این خط موبایل خوشگلو که انقدرم رُنده بفروشم، حق دارم؛ ولی ازونجایی که من صدتا ننه بابا دارم که در مورد هر کاری نظر میدن و ممکن هم هست خودشون بخوان این خطو بگیرن، نمیدونم چه کنم. این هم از اول دست من بوده ولی به نام خودم نیست که تنها برم بفروشمش.
مزاحم روانی علاف! بعد کافیه آدم جواب این آدمارو هم نده! دست به صدتا کار جدید محیرالعقول میزنن. من جوابشو ندادم دیگه اما بلاک هم نکردم.
*وحشتناک از لحاظ روحی.