۱. یکی از بدترین حسها، اینه که گاهی نمیدونم اون قرص رو خوردم یا نه. صبح که تکلیفش مشخصه و این بیشتر در عصر اتفاق میفته. بعد، قرص به دست، میشینم و فکر میکنم تا وقتی که یه چیزی منو ازون حال و فکر بیاره بیرون و اکثرا مجبورم بدون اینکه بفهمم درسته یا دارم زیاد میخورم، یکی دیگه بخورم.
۲. تا همین تابستون، هر وقت قرص رو دیر میخوردم یا نمیخوردم میشد گفت تنها تاثیر نبودنش این بود که زود عصبی میشدم. ولی الان دیر شدنش خیلی بده. سردرد و سنگینی سر، خواب آلودگی، بی قراری، تحریک پذیری زیاد، و یک ناراحتی خیلی شدید. بعد که میخورم مگه به این زودی خوب میشم؟ زمان میبره تا حالم دوباره عادی بشه.
۳. آینده نگریم فقط در همین حده که تو همه ی کیف هام یک قرص گذاشتم که اگر جایی بودم و لازم شد، داشته باشم!
پ.ن: یک آدم ِ دیر قرص خورده.