reName

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

توسط نرگس | سه شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۷ | 22:41

تجربه ی آدمای جدید وقتی پیش میاد که نمیخوام و حوصله شو ندارم. اینو از نظر منطقی خوش شانسی میدونم ولی عقلمو بذارم کنار، بدشانسی یا پس زدن شانسه. من قبلا هم نوشتم گاهی که اسنپ میگیرم مثل یه بازی از رو عکس انتخاب میکنم که کی بیاد، نه اینکه بخوام کاری کنم، همینطوری برا فان. یه بار ازین دفعات که دیرم شده بود و اصلا من نگاه نکردم ببینم کیه و چیه، یه راننده معمولی اومد که بعدش با خودم گفتم از چه چیزش خوشم اومد؟! ولی یه دلیل حسابی پیدا نکردم. منتظر بودم یه چیزی بگه چون حس کردم اونم از من خوشش اومده در اولین نگاه که چیزی نگفت(درین موارد من اهل توهم زدن نیستم و کاملا میتونم بفهمم). بعد به خودم گفتم تو ازین یارو خوشت نمیاد فقط بوی جالب سیگارش برات جلب توجه کننده بوده‌ و اصلا از یادم رفت. دیروز دفعه دوم که دیدمش با اینکه حافظه خوبی ندارم ولی یادم اومد این همونه. و به خودم گفتم از چه چیز این آدم خوشت اومده اونم یکدفعه ای و بی مناسبت؟ درسته که یک حالت باحالی داشت از نظر من، ولی هیچ دلیلی وجود نداره اونم وقتی که یه نفر هست که بهش فکر کنم. اون نیم ساعت سه ربعِ تو مسیر هم با اینکه میدیدم داره منو از آینه بیش از حد نگاه میکنه توجه نکردم(تنها بودم). وقتی خواستم پیاده بشم گفت دیگه برنمیگردی؟ منم گفتم نه دیگه! میرم. جواب من ازون سواله هم بی معنی تر بود. بعد کاملا برگشت و یکم منو نگاه کرد(ولی فقط صورتمو نه از بالا تا پایینو). منم همینطوری یکمی نگاهش کردم ولی باید میرفتم. با خودم گفتم اگر خوشش اومده باید زودتر ازین یکمی بامن حرف میزد (که الان میگم خوب شد نزد، دنبال دردسر نیستم حوصله هم ندارم). فقط سه چهار دقیقه به این حرفش فکر کردم و دنبال کارای خودم رفتم. بعدا دیدم sms دارم از شماره ای که save نیست. اول فکر کردم از م هستش و اون یکی شماره که من ندارم، ولی بعد فهمیدم که نه، از اونه! دیدم همون شماره است که دو ساعت قبل زنگ زده*. اینجا من دیگه از عقل خودم استفاده نکردم، یاد حرفای سوسن افتادم و نصیحتای همیشگی! و در جوابش گفتم نه. هرچند حرف بدی نزد اصلا، ولی درین موارد جز اون رابطه برای چه چیز دیگه ای ممکنه منو بخواد؟ درسته که ازین قلبها فرستاد آخر حرفش ولی واقعیت اینه که قرار نیست دوست بشیم که، تهش همونه که گفتم. من شانس چشیدن اینو که نمیدونم تا چه حدی پیش روم بود رو، رد کردم که  بدترین خوش شانسی من بود. تازگیا این موارد بیشتر از قبل برام پیش میاد با افرادی که اصلا فکرشو هم نمیکنم، که ننوشتم. در مورد آشناها نمیدونم چرا ولی در مورد غریبه ها شاید برای اینکه بیشتر بدون بچه میرم بیرون. ولی هیچکدوم اینطوری که خودمم یکدفعه خوشم بیاد نبوده، در واقع اصلا خوشم نیومده و برام بی اهمیت بوده یا تعحب آور یا حتی باعث نگرانی.

پ.ن: این پ.ن جهت حرص خوردن سوسنه که همیشه ازینکه کسی مزاحم من بشه میترسه! این فرد میدونه خونه ام کجاست و اگر بخواد میتونه راحت مزاحمم بشه. من همیشه آدرسو میزنم سر کوچه، ولی این قبل از سوار شدنم زنگ* زد گفت پلاک فلان هستید؟ منم نمیدونستم همونه که قبلا دیدمش، گفتم آره و اومد جلو در. همون اولم که زنگ زد من جواب ندادم چون یک دقیقه دیگه میرسیدم بهش ولی چند بار زد تا من جواب دادم! بعد دیدم اصلا عکس راننده با کسی که اومد دنبال من هم فرق داره، یعنی پلاک ماشین همون بود ولی راننده کلا یکی دیگه بود((: 

آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۰
  • مرداد ۱۴۰۰
  • اسفند ۱۳۹۹
  • بهمن ۱۳۹۹
  • دی ۱۳۹۹
  • آذر ۱۳۹۹
  • آبان ۱۳۹۹
  • مهر ۱۳۹۹
  • شهریور ۱۳۹۹
  • مرداد ۱۳۹۹
  • تیر ۱۳۹۹
  • خرداد ۱۳۹۹
  • اردیبهشت ۱۳۹۹
  • فروردین ۱۳۹۹
  • اسفند ۱۳۹۸
  • بهمن ۱۳۹۸
  • دی ۱۳۹۸
  • آذر ۱۳۹۸
  • آبان ۱۳۹۸
  • مهر ۱۳۹۸
  • شهریور ۱۳۹۸
  • مرداد ۱۳۹۸
  • تیر ۱۳۹۸
  • خرداد ۱۳۹۸
  • اردیبهشت ۱۳۹۸
  • فروردین ۱۳۹۸
  • اسفند ۱۳۹۷
  • بهمن ۱۳۹۷
  • دی ۱۳۹۷
  • آذر ۱۳۹۷
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای reName محفوظ است .