توسط نرگس
| یکشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۸ | 12:0
حالا ببینا! از صبح چه شعری افتاده تو دهنم. گلنااار، کجایی که از غمت ناله میکند عاشق وفادار.. کاش زبونم به همین بسنده میکرد و بعدش شروع نمیکرد: وفادارم بهت گلنار/ مثل خورشید تابنده..! بعد من یه شعری از صبح که بیدار میشم بیفته سر زبونم دیگه اختیاری ندارم و ممکنه بیفکر شروع کنم خوندن، مثلا وقتی دارم یه کاری میکنم، اینگونه! طوری توضیح دادم که اگه آدم فضایی هم بخونه بفهمه چی میگم.
پ.ن: الان لازمه بگم دارم میرم مهمونی؟