reName

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

توسط نرگس | یکشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۸ | 12:0

حالا ببینا! از صبح چه شعری افتاده تو دهنم. گلنااار، کجایی که از غمت ناله میکند عاشق وفادار.. کاش زبونم به همین بسنده میکرد و بعدش شروع نمیکرد: وفادارم بهت گلنار/ مثل خورشید تابنده..! بعد من یه شعری از صبح که بیدار میشم بیفته سر زبونم دیگه اختیاری ندارم و ممکنه بیفکر شروع کنم خوندن، مثلا وقتی دارم یه کاری میکنم، اینگونه! طوری توضیح دادم که اگه آدم فضایی هم بخونه بفهمه چی میگم.

پ.ن: الان لازمه بگم دارم میرم مهمونی؟ 

آرشیو وب
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۰
  • مرداد ۱۴۰۰
  • اسفند ۱۳۹۹
  • بهمن ۱۳۹۹
  • دی ۱۳۹۹
  • آذر ۱۳۹۹
  • آبان ۱۳۹۹
  • مهر ۱۳۹۹
  • شهریور ۱۳۹۹
  • مرداد ۱۳۹۹
  • تیر ۱۳۹۹
  • خرداد ۱۳۹۹
  • اردیبهشت ۱۳۹۹
  • فروردین ۱۳۹۹
  • اسفند ۱۳۹۸
  • بهمن ۱۳۹۸
  • دی ۱۳۹۸
  • آذر ۱۳۹۸
  • آبان ۱۳۹۸
  • مهر ۱۳۹۸
  • شهریور ۱۳۹۸
  • مرداد ۱۳۹۸
  • تیر ۱۳۹۸
  • خرداد ۱۳۹۸
  • اردیبهشت ۱۳۹۸
  • فروردین ۱۳۹۸
  • اسفند ۱۳۹۷
  • بهمن ۱۳۹۷
  • دی ۱۳۹۷
  • آذر ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۷
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای reName محفوظ است .