کامنت داریم که: "سعی کن تو ازش تاثیر بگیری اونو تتلو نکنی"
من از شجریان خوشم میاد؟ نچ. شجریان گوش دادن (نه به معنای واقعا گوش دادنش) یه سبک زندگی خسته کننده است برا من. پس من از اون مثلا دوست تاثیر نمیگیرم. اون چرا با من دوسته؟ کسی که از لابه لای درس و کتاب و مقاله و سمینار و فایل صوتی فلان دکتر و نمیدونم این چیزا میاد بیرون، نیاز داره به کمی به سطح اومدن و اکسیژن گرفتن و غرق نشدن، و من ِ هشت سال کوچیکتر (و کلا در یک فاز ِ دیگه)*، فوق العاده میتونم اون آدمو ازین رو به اون رو بکنم. ضمن اینکه گفتم اون از آدمایی که من میشناسم خوشش میاد و یه بار گفت من بهت افتخار میکنم!!!! |:
اولین باری که من با این خانم حرف زدم (پیش ازین دیده بودمش) تو یک موزه بود و حالش بد بود چون اصولا حالش بده و اکثر آدمایی که اصولا حالشون بده آدمای باهوشی هم هستند. اون روز من باهاش یکمی حرف زدم و بهش یه آدامس دادم چون چیز دیگه ای تو کیفم نداشتم و ایشونم رو اون دنده ی حال بد و فشار افتادنی با منشا روحی بود... بعد ازون شروع کردیم به توجه به هم و آدمهای مشترکی که میشناختیم مارو نزدیکتر میکرد ولی چیزی که انصافا و ناموسا منو بهش نزدیک کرد این چیزا نیست، تماس "گاها" جسمیه و من اگر جسمی از کسی خوشم بیاد و ببینم اونم این تماسو برقرار میکنه ولش نمیکنم، چرا باید ازین فرصت دست بکشم؟. حالا اون چرا بامن برخورد داره و ناز و نوازش میکنه رو نمیدونم چرا و احتمال میدم که اتفاقی باشه.
پ.ن: من از تتلو شنیده ام ولی هیچوقت شنونده ی آهنگاش یا طرفدارش نبوده ام. فقط از لحاظ مشخص بودن درجه روانی بودنش اونو مثال زدم.
* فاز من در رفتار رو در رو با آدمای واقعی: راستش من هرچی افسرده تر میشم از لحاظ رفتاری سرزنده تر و بهتر و مقبولتر میشم! گفتم یه بار هم. چون نمیخوام کسی بدونه اون تو چه خبره.