reName

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

توسط نرگس | سه شنبه ۳ تیر ۱۳۹۹ | 1:30

قبلا یه چیزی شنیده بودم که وقتی کسی به اصطلاح دیوونه میشه هرچی بهش درستشو بگی قبول نمیکنه، حالا امشب با چشم خودم دیدم، توی واتساپ که با خواهرم داشتم حرف میزدم. اولش سعی کردم قانعش کنم بعد که یهو گفت نه و فلان طوره و اینا منم دیگه سعی نکردم قانعش کنم فقط سعی کردم ببینم چی میگه. دلم میخواد یکی باشه اسکرین شات حرفامونو براش بفرستم ببینم اونم حس منو داره؟ که این نوعی از دیوانگیه؟ خودشم گفت نکنه دیوونه شدم منم گفتم نه بابا. 

حالا مثلا خود منم میام میگم در مورد جن، ولی جن واقعا وجود داره دیگه. اگه مثلا گاهی حس میکنم ضربه میزنه یا از سنگینی نگاه و حرکتش بیدار میشم، اما چه جنی درکار باشه چه نباشه به این قضیه بها نمیدم، چون همیشه کفه ی منطقم سنگینتره و بعدم حوصله این چیزارو ندارم. البته حرفای اون هیییییچ ربطی به جن نداشت که کاش جن بود! میومد میگفت یه جن اذیتم میکنه برام راحتتر بود تا این چرندیاتی که امشب تحویلم داد.

پ.ن: چقدر بد که معنای یه سری حرفارو آدم بعدا متوجه میشه.

آرشیو وب
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۰
  • مرداد ۱۴۰۰
  • اسفند ۱۳۹۹
  • بهمن ۱۳۹۹
  • دی ۱۳۹۹
  • آذر ۱۳۹۹
  • آبان ۱۳۹۹
  • مهر ۱۳۹۹
  • شهریور ۱۳۹۹
  • مرداد ۱۳۹۹
  • تیر ۱۳۹۹
  • خرداد ۱۳۹۹
  • اردیبهشت ۱۳۹۹
  • فروردین ۱۳۹۹
  • اسفند ۱۳۹۸
  • بهمن ۱۳۹۸
  • دی ۱۳۹۸
  • آذر ۱۳۹۸
  • آبان ۱۳۹۸
  • مهر ۱۳۹۸
  • شهریور ۱۳۹۸
  • مرداد ۱۳۹۸
  • تیر ۱۳۹۸
  • خرداد ۱۳۹۸
  • اردیبهشت ۱۳۹۸
  • فروردین ۱۳۹۸
  • اسفند ۱۳۹۷
  • بهمن ۱۳۹۷
  • دی ۱۳۹۷
  • آذر ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۷
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای reName محفوظ است .