اگه بخوام حال بد الانمو خوب کنم تنها راه موثرش اینه که پاشم برم بشینم تو کوچه. خیلی وقتا به این نتیجه میرسم که برم فقط یه جایی بیرون بشینم حتی اگه کاری نکنم. خیلی وقتا هم میرفتم، یه پاتوق داشتم، پیاده میرفتم تا برسم به اون نیمکت.. اینا به کنار، آخرین باری که پیاده روی کردم رو یادم نمیاد. فقط میدونم مرداد ماه نبوده انگار.. اونم من اونم من اونم من. بعضی وقتا نمیفهمم بیدارم یا خوابم. فقط یکجوری میگذرونم که بگذره. چند شب پیش به ک گفتم این هفته تو یک شب، دوتا قاب عکس شکستم و یه پیتزا رو با جعبه انداختم تو بازیافتی ها! سر همین قضیه ی شکستن هم دستم زخم شد. خوبه ازم سوال نمیکنه دلیلشو فقط پرسید چه عکسی بود که گفتم گل بود. اینجام گفتم خوانندگان گرامی وبلاگ بخونن و بدونن این صاب بلاگ چه کارای زیانباری میکنه که اصلا نه به چشم اطرافیانش میاد نه رفقاش. میتونم قسم بخورم یک نفر هم در دنیای واقعی نفهمید من اینکارو کردم.
توسط نرگس
| جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۹ | 2:10
آرشیو وب
- دی ۱۴۰۴
- آذر ۱۴۰۴
- آبان ۱۴۰۴
- آبان ۱۴۰۲
- شهریور ۱۴۰۲
- شهریور ۱۴۰۰
- مرداد ۱۴۰۰
- اسفند ۱۳۹۹
- بهمن ۱۳۹۹
- دی ۱۳۹۹
- آذر ۱۳۹۹
- آبان ۱۳۹۹
- مهر ۱۳۹۹
- شهریور ۱۳۹۹
- مرداد ۱۳۹۹
- تیر ۱۳۹۹
- خرداد ۱۳۹۹
- اردیبهشت ۱۳۹۹
- فروردین ۱۳۹۹
- اسفند ۱۳۹۸
- بهمن ۱۳۹۸
- دی ۱۳۹۸
- آذر ۱۳۹۸
- آبان ۱۳۹۸
- مهر ۱۳۹۸
- شهریور ۱۳۹۸
- مرداد ۱۳۹۸
- تیر ۱۳۹۸
- خرداد ۱۳۹۸
- اردیبهشت ۱۳۹۸
- فروردین ۱۳۹۸
- اسفند ۱۳۹۷
- بهمن ۱۳۹۷
- دی ۱۳۹۷
- آذر ۱۳۹۷
- آبان ۱۳۹۷
- آرشيو