امروز عصر رفتم خرید، مثل همیشه تنهایی، البته بابت این مورد خداروشکر میکنم دیگه، چون عادت کردم و تغییرعادت سخته، درسته که چندوقت پیش داشتم چ و سین ناله میکردم تو همین وبلاگ ولی دیگه واقعا دلم نمیخواد غیرتنهایی برای خودم برم خرید. تموم شد برام چیزی که باید تجربه میکردم و نکردم. تا خواستم اسنپ بگیرم و برم، یه جا دعوت شدم. جایی که غیر از خودم دو نفر دیگه هم تولدشون بود. از بس که همه دیر اومدن/یکیش خودم که خرید بودم، شام دیر خوردند و بعدشم کیک کی ری شونو درنیوردن از یخچال! منکه دیشب مامانم خودش برام کیک درست کرد دیگه نیازی به اون کیکه نداشتم، والا! پارسال تو اوج کرونا کیک تولد خوب ِ کرونایی داشتم اونم از قنادی پاک که تو بلوار ان در گوزه، ولی امسال کیک میک نگرفتم خیلی هم خشنودم ولی دلم میخواست یه شمع سی و پنج فوت کنم.
توسط نرگس
| جمعه ۱۵ اسفند ۱۳۹۹ | 0:50
آرشیو وب
- دی ۱۴۰۴
- آذر ۱۴۰۴
- آبان ۱۴۰۴
- آبان ۱۴۰۲
- شهریور ۱۴۰۲
- شهریور ۱۴۰۰
- مرداد ۱۴۰۰
- اسفند ۱۳۹۹
- بهمن ۱۳۹۹
- دی ۱۳۹۹
- آذر ۱۳۹۹
- آبان ۱۳۹۹
- مهر ۱۳۹۹
- شهریور ۱۳۹۹
- مرداد ۱۳۹۹
- تیر ۱۳۹۹
- خرداد ۱۳۹۹
- اردیبهشت ۱۳۹۹
- فروردین ۱۳۹۹
- اسفند ۱۳۹۸
- بهمن ۱۳۹۸
- دی ۱۳۹۸
- آذر ۱۳۹۸
- آبان ۱۳۹۸
- مهر ۱۳۹۸
- شهریور ۱۳۹۸
- مرداد ۱۳۹۸
- تیر ۱۳۹۸
- خرداد ۱۳۹۸
- اردیبهشت ۱۳۹۸
- فروردین ۱۳۹۸
- اسفند ۱۳۹۷
- بهمن ۱۳۹۷
- دی ۱۳۹۷
- آذر ۱۳۹۷
- آبان ۱۳۹۷
- آرشيو