reName

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

توسط نرگس | پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۹ | 12:30

۱. یه وقتایی یه ویدئوهایی میبینم تو اینستا، واکنشم اینه که "گمشو بابا، هنر کرد" یا یه حرف دیس طور، بعد میرم تو کامنتها میگردم میبینم کسی مشابهشو گفته لایک کنم، ولی میبینم همه نوشتن وای چه عالیه چه قشنگه مُردم براش  کیوته  کوفته زهرماره((: 

۲. دیشب یه خواب می دیدم و تو خواب میخواستم بیام تو وبلاگم بنویسم ماجرارو، چون نمیدونستم که خوابم. الان خیلی یادم نیست و مهم هم نیست ولی مینویسم شاید در آینده که خوندم خوشحال شدم از خوندنش. خواب میدیدم که من کلی مهمون دارم و ج هم هست. منم داشتم تو آشپزخونه کار میکردم عمو کوچیکه ام هم بود، بعد ج اومد تو  آشپزخونه و کلی وقت داشتیم ظرف و اینا جمع میکردیم و به هم نگاه های مشکوک و مورد پسند واقع شدن مینداختیم و اینا، بعد تعجب کرده بود من چرا با این لباس* جلوشم بعد یکم حرف زدیم و اینا، که حرفارو یادم نمیاد که بنویسم ..

۳.خب من قبلا در مورد این آدم حداقل دوبار( دوبارشو یادمه) تو وبلاگم نوشتم ولی میدونم نود و نه درصد یادشون نیست کیو میگم. راهنمایی کنم که گفتم به دخترش محبت و توجه و اینا میکنم هر وقت که میبینمش، به خاطر باباش. چون طلاق گرفتند و من سالهاست ندیدمش، چند بار عکسشو تو موبایل دخترش دیدمش فقط. یه بارم به دختره گفتم باباهه برام از یه شهر دیگه چیزی خرید و کلی گفتم ازش تشکر کن بگو من گفتم و اینگونه پیغوم پسغوم کردمD:

*میخوای ببینی چی پوشیده بودم دایرکت بده عکس بدم((:

آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۰
  • مرداد ۱۴۰۰
  • اسفند ۱۳۹۹
  • بهمن ۱۳۹۹
  • دی ۱۳۹۹
  • آذر ۱۳۹۹
  • آبان ۱۳۹۹
  • مهر ۱۳۹۹
  • شهریور ۱۳۹۹
  • مرداد ۱۳۹۹
  • تیر ۱۳۹۹
  • خرداد ۱۳۹۹
  • اردیبهشت ۱۳۹۹
  • فروردین ۱۳۹۹
  • اسفند ۱۳۹۸
  • بهمن ۱۳۹۸
  • دی ۱۳۹۸
  • آذر ۱۳۹۸
  • آبان ۱۳۹۸
  • مهر ۱۳۹۸
  • شهریور ۱۳۹۸
  • مرداد ۱۳۹۸
  • تیر ۱۳۹۸
  • خرداد ۱۳۹۸
  • اردیبهشت ۱۳۹۸
  • فروردین ۱۳۹۸
  • اسفند ۱۳۹۷
  • بهمن ۱۳۹۷
  • دی ۱۳۹۷
  • آذر ۱۳۹۷
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای reName محفوظ است .