reName

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

توسط نرگس | جمعه ۱۰ شهریور ۱۴۰۲ | 2:11

امروز یه چیزی خورد تو سرم. اتفاقی. از ارتفاع. با ضرب. یه چوب ِ بزرگ. دستمو که گذاشتم رو سرم توقع داشتم خون بپاشه. شاید هم فقط آرزوشو داشتم. اما چیزی نیومد. بعد همه گفتن حتما ضربه مغزی شده.. حتی نمیتونستم بشینم. تا میشستم حالم بد میشد و احساس ِ غش کردن بهم دست میداد.‌ ناهارمو خوابیده خوردم. یکمم گریه کردم. همه فکر کردن چون دردم اومده. نمیدونن من کله پوک تر ازین حرفام که ضربه مغزی بشم. برا این گریه میکردم چون هیچ احساسی نداشتم و .... ثانثور شد.

آرشیو وب
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۰
  • مرداد ۱۴۰۰
  • اسفند ۱۳۹۹
  • بهمن ۱۳۹۹
  • دی ۱۳۹۹
  • آذر ۱۳۹۹
  • آبان ۱۳۹۹
  • مهر ۱۳۹۹
  • شهریور ۱۳۹۹
  • مرداد ۱۳۹۹
  • تیر ۱۳۹۹
  • خرداد ۱۳۹۹
  • اردیبهشت ۱۳۹۹
  • فروردین ۱۳۹۹
  • اسفند ۱۳۹۸
  • بهمن ۱۳۹۸
  • دی ۱۳۹۸
  • آذر ۱۳۹۸
  • آبان ۱۳۹۸
  • مهر ۱۳۹۸
  • شهریور ۱۳۹۸
  • مرداد ۱۳۹۸
  • تیر ۱۳۹۸
  • خرداد ۱۳۹۸
  • اردیبهشت ۱۳۹۸
  • فروردین ۱۳۹۸
  • اسفند ۱۳۹۷
  • بهمن ۱۳۹۷
  • دی ۱۳۹۷
  • آذر ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۷
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای reName محفوظ است .