reName

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

تنهایی بی وصف خون اُ منفی تو، بدرقه غمناک مامورهای مخفی تو

توسط نرگس | یکشنبه ۷ دی ۱۴۰۴ | 0:31

استاد گیتارم گفت پیشرفت کردم. گفت مثل بچه ای که بعد از چند وقت یکی میبینه میگه چقدر بزرگ شده، اونطوری نسبت به روزای اول فرق کردی پس ناامید نشو و... حتی چون دفعه قبل به دلیل ترافیک نرسیدم حس کرد شاید نخوام دیگه برم اونجا،، بهم گفت حتی اگه آموزشگاهتو تصمیم گرفتی عوض کنی ولی ادامه بده..

بقیه ی امروز بگایی و دروغ بود. حقه بازی بود. سیاست کثیف بود. سیاهی و تاریکی آدمیزاد. دسیسه چینی. رذالت. بی شرفی. بی ناموسی. امروز اینطوری گذشت که هنوزم اشکام بند نمیاد بعد ساعتها.

آرشیو وب
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۰
  • مرداد ۱۴۰۰
  • اسفند ۱۳۹۹
  • بهمن ۱۳۹۹
  • دی ۱۳۹۹
  • آذر ۱۳۹۹
  • آبان ۱۳۹۹
  • مهر ۱۳۹۹
  • شهریور ۱۳۹۹
  • مرداد ۱۳۹۹
  • تیر ۱۳۹۹
  • خرداد ۱۳۹۹
  • اردیبهشت ۱۳۹۹
  • فروردین ۱۳۹۹
  • اسفند ۱۳۹۸
  • بهمن ۱۳۹۸
  • دی ۱۳۹۸
  • آذر ۱۳۹۸
  • آبان ۱۳۹۸
  • مهر ۱۳۹۸
  • شهریور ۱۳۹۸
  • مرداد ۱۳۹۸
  • تیر ۱۳۹۸
  • خرداد ۱۳۹۸
  • اردیبهشت ۱۳۹۸
  • فروردین ۱۳۹۸
  • اسفند ۱۳۹۷
  • بهمن ۱۳۹۷
  • دی ۱۳۹۷
  • آذر ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۷
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای reName محفوظ است .