reName

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

توسط نرگس | پنجشنبه ۵ اسفند ۱۳۸۹ | 2:30

باید شک میکردم به این که زود و راحت خوابم برده. یازده خوابیدیم یک بیدار شدم. شیش ساعته دارم عکسای دوربینو میریزم رو کامپیوتر. تقسیم بر شیش البته. با درد بدن و معده درد بیدار شدم. توروخدا دیگه ازین بیسکوییتها برای بچه نخرید. بیست سی تا داریم ازش. الان مجبوری خوردم. یه چیز جدید بخرید. ترکیدیم بسکه ازینا خوردیم. انقدر هم که شیرینه! کاش شیرینیش قابل تحمل بود. بچه دیگه ازینا میبینه خوشحال نمیشه. لطفا بفهمید و یه چیز جدید براش بخرید. الان رسید به این آهنگ آناستازیا، سارا! ازون آهنگاس که توی توالت و حموم با صدای من خیلی قشنگ میشه! مسخره نمیکنم. بیشتر آهنگا با صدای من وقتی توی همونجاها هستم جور در نمیاد. زنگ زدم به این خانومه دخترش برداشته، مامانش میگه کیه؟ جواب میده نمیدونم صداش بچه است! همچین صدایی دارم. دیدید ازین تبلیغاتیا زنگ میزنن؟ وقتی میپرسن خانوم خونه هستند؟ میگم نه! الان اینا خوابن وگرنه باهاش یه دور میخوندم. یه حرف کاملا زن خانه دارانه بزنم! جز اتاق خوابمون کل خونه تکونی تموم شد. خودم که مردم از خستگی (همون بدن درد بالا) و نود تومن هم برام آب خورد. پول این دو تا خانوم خانوما که اومدن کمک. یعنی شغلشونه دیگه.کمک نیست چون کمک مجانیه. هنوز پرده ها رو هم نگرفتیم... خوبه باز این شیرکاکائوئه هست!

آرشیو وب
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۰
  • مرداد ۱۴۰۰
  • اسفند ۱۳۹۹
  • بهمن ۱۳۹۹
  • دی ۱۳۹۹
  • آذر ۱۳۹۹
  • آبان ۱۳۹۹
  • مهر ۱۳۹۹
  • شهریور ۱۳۹۹
  • مرداد ۱۳۹۹
  • تیر ۱۳۹۹
  • خرداد ۱۳۹۹
  • اردیبهشت ۱۳۹۹
  • فروردین ۱۳۹۹
  • اسفند ۱۳۹۸
  • بهمن ۱۳۹۸
  • دی ۱۳۹۸
  • آذر ۱۳۹۸
  • آبان ۱۳۹۸
  • مهر ۱۳۹۸
  • شهریور ۱۳۹۸
  • مرداد ۱۳۹۸
  • تیر ۱۳۹۸
  • خرداد ۱۳۹۸
  • اردیبهشت ۱۳۹۸
  • فروردین ۱۳۹۸
  • اسفند ۱۳۹۷
  • بهمن ۱۳۹۷
  • دی ۱۳۹۷
  • آذر ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۷
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای reName محفوظ است .