امشب، م کلی من و بچه رو قلقلک داد. فکر کنم چند سالی بود جرات نداشت اینکارو بکنه چون من در این مواقع هم خیلی جیغ جیغو تشریف دارم هم تحمل ندارم و بیشتر از بقیه ی ادمایی که دیدم میخندم. منم بچه رو با خودم متحد کرده بودم و حمایتش میکردم و معلومه که در برابر اون ما دو تا جوجه ی جیک جیک کن بیش نبودیم! و بعدش که رفت دبلیوسی (دو دقیقه ای) من و بچه رفتیم قایم شدیم (و برای اولین بار بچه همکاری کرد و نخندید از ذوق! انگار میفهمید واقعا نباید پیدا بشیم) و م واقعا مارو گم کرد. همه جارو گشت. حتی اومد نگاه کرد ببینه کفشامون هست یا نه و همش صدامون میکرد چون ما پشت میز بودیم و اصلا معلوم نبودیم. خلاصه وقتی پیدا شدیم (و با ترس پیدامون کرد) خیلی خوشحال شدیم و شروع کردیم به بوسیدن هم، سه تایی! بازم میگم عاشق بوسهای سه نفره مون هستم حتی اگه لذتی که من میبرم از سمت بچه (بیشتر) باشه. به نظر من وقتی مردا اینجوری شروع میکنن به قلقلک دادن حتی اگه خودشونم ندونن اینکار فقط شوخی نیست میخوان قدرت نشون بدن و اون آدمو تسلیم خودشون بکنن از نظر روحی و جسمی. و اگه اون آدم زن باشه از نظر جنسی نیز هم! که امشب م توی هر سه تاش موفق بود!
توسط نرگس
| پنجشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۰ | 4:0
آرشیو وب
- دی ۱۴۰۴
- آذر ۱۴۰۴
- آبان ۱۴۰۴
- آبان ۱۴۰۲
- شهریور ۱۴۰۲
- شهریور ۱۴۰۰
- مرداد ۱۴۰۰
- اسفند ۱۳۹۹
- بهمن ۱۳۹۹
- دی ۱۳۹۹
- آذر ۱۳۹۹
- آبان ۱۳۹۹
- مهر ۱۳۹۹
- شهریور ۱۳۹۹
- مرداد ۱۳۹۹
- تیر ۱۳۹۹
- خرداد ۱۳۹۹
- اردیبهشت ۱۳۹۹
- فروردین ۱۳۹۹
- اسفند ۱۳۹۸
- بهمن ۱۳۹۸
- دی ۱۳۹۸
- آذر ۱۳۹۸
- آبان ۱۳۹۸
- مهر ۱۳۹۸
- شهریور ۱۳۹۸
- مرداد ۱۳۹۸
- تیر ۱۳۹۸
- خرداد ۱۳۹۸
- اردیبهشت ۱۳۹۸
- فروردین ۱۳۹۸
- اسفند ۱۳۹۷
- بهمن ۱۳۹۷
- دی ۱۳۹۷
- آذر ۱۳۹۷
- آبان ۱۳۹۷
- آرشيو