reName

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

توسط نرگس | چهارشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۰ | 20:20

وضعیت الان برام قابل درکه ولی چیزی از حالگیریم کم نمیکنه. قرار بود شب با دوستای م بریم بیرون برای شام. کلی خودمو اماده کرده بودم. لباسامونو اتو کرده بودم، کفشهایی که قرار بود بپوشیم واکس زدم، با خواهرم عروسی دوستش نرفتم چون خودمون برنامه داشتیم و بیرون رفتنمون کنسل شد یک دفعه. بابای م خورد زمین و پاش شکست و چون احتیاج داشت به جراحی، بردنش برای بستری و م هنوز نیومده. خیلی حالم گرفته است. خیلی هم ناراحت شدم که بابای م خورده زمین نه برای اینکه برنامه های ما تو این چند روز به هم میخوره، فقط به خاطر خودش. کاش حداقل رفته بودم بیرون یه قدمی میزدم با بچه.

آرشیو وب
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۰
  • مرداد ۱۴۰۰
  • اسفند ۱۳۹۹
  • بهمن ۱۳۹۹
  • دی ۱۳۹۹
  • آذر ۱۳۹۹
  • آبان ۱۳۹۹
  • مهر ۱۳۹۹
  • شهریور ۱۳۹۹
  • مرداد ۱۳۹۹
  • تیر ۱۳۹۹
  • خرداد ۱۳۹۹
  • اردیبهشت ۱۳۹۹
  • فروردین ۱۳۹۹
  • اسفند ۱۳۹۸
  • بهمن ۱۳۹۸
  • دی ۱۳۹۸
  • آذر ۱۳۹۸
  • آبان ۱۳۹۸
  • مهر ۱۳۹۸
  • شهریور ۱۳۹۸
  • مرداد ۱۳۹۸
  • تیر ۱۳۹۸
  • خرداد ۱۳۹۸
  • اردیبهشت ۱۳۹۸
  • فروردین ۱۳۹۸
  • اسفند ۱۳۹۷
  • بهمن ۱۳۹۷
  • دی ۱۳۹۷
  • آذر ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۷
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای reName محفوظ است .