تا کامپیوتر بیاد بالا و وصل بشم و اینا داشتم با دوربین فیلم کنار دریامونو میدیدم. واقعا برام مثل یه خوابه. تنها چیزی که باعث میشه باورش کنم همین فیلمایه که گرفتم. بعد از هشت نه سال پامو گذاشتم تو دریا. چون همیشه کنار دریا یکی هست و خب، م دوست نداره وقتی کسی هست من شلوارمو بزنم بالا و پابرهنه برم تو آب! ولی اونجا هیچکس نبود و اگه هوا سرد نبود شاید اصلا کاملا میرفتم تو آب که کار خطرناکی بود پس همون بهتر که هوا سرد بود. خیلی عجیب بود که کسی اون اطراف نبود و ساحل اینقدر تمیز بود و دریا انقدر آروم بود. انگار اماده اش کرده بودن برای ما. یا برای من، که عاشق رفتن توی اب دریا هستم و از وقتی ازدواج کردم آرزوی دریا به دلم مونده بود. از استخر هم خوشم نمیاد و فقط عاشق رفتن تو دریام.
توسط نرگس
| پنجشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۰ | 0:35
آرشیو وب
- دی ۱۴۰۴
- آذر ۱۴۰۴
- آبان ۱۴۰۴
- آبان ۱۴۰۲
- شهریور ۱۴۰۲
- شهریور ۱۴۰۰
- مرداد ۱۴۰۰
- اسفند ۱۳۹۹
- بهمن ۱۳۹۹
- دی ۱۳۹۹
- آذر ۱۳۹۹
- آبان ۱۳۹۹
- مهر ۱۳۹۹
- شهریور ۱۳۹۹
- مرداد ۱۳۹۹
- تیر ۱۳۹۹
- خرداد ۱۳۹۹
- اردیبهشت ۱۳۹۹
- فروردین ۱۳۹۹
- اسفند ۱۳۹۸
- بهمن ۱۳۹۸
- دی ۱۳۹۸
- آذر ۱۳۹۸
- آبان ۱۳۹۸
- مهر ۱۳۹۸
- شهریور ۱۳۹۸
- مرداد ۱۳۹۸
- تیر ۱۳۹۸
- خرداد ۱۳۹۸
- اردیبهشت ۱۳۹۸
- فروردین ۱۳۹۸
- اسفند ۱۳۹۷
- بهمن ۱۳۹۷
- دی ۱۳۹۷
- آذر ۱۳۹۷
- آبان ۱۳۹۷
- آرشيو