امسال گفتم تا یه ماه نمیرم خرید و نرفتم. تا امروز نرفتم. آفرین به من! چون قبل عید خیلی ولخرجی کرده بودم، بعدشم دارم پولامو جمع میکنم طلا بخرم. خلاصه اینکه امروز رفتم. یه روسری مشکی میخواستم برای چهلم اون فامیل ِ م که تو عید مرد و قبلا شوه ر ع م ه ی خودمم بوده و یه بلیز مشکی برای اینکه هم خودم هم چند نفر دیگه خواب دیدن که مادربزرگ مرده. نه اینکه مستقیم خواب ببینن که مرده باشه، خوابایی که تعبیرش میشه مردن مادربزرگ. به م گفتم هیچ معلوم نیست اون زودتر میمیره یا من ولی لباس مشکی چیزیه که آدم باید همیشه آماده داشته باشه. بعدشم اینکه اسپیکرای خوشگلی دیدم امروز. قلنبه و تپل مپل. به م گفتم میخوامشون و همش میگه نه از اینجا نخر ازونجا بخر. چه فرقی داره آخه؟! حالا اگه راضی شد خریدمش یه زحمتی میکشم عکسشونو میذارم. بعدشم اومدم یه گلدون خریدم. یعنی بهتره بگم یه گیاه با گلدونش. اسمشم نپرسیدم چیه. ازین برگ سبزا داره که توش قرمزه. خوشگله. و م اومد دنبالمون و تشریف اوردیم خونه. خوش گذشت. آدم دیر به دیر بره خرید، مزه ی بهتری داره.
توسط نرگس
| سه شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱ | 0:35
آرشیو وب
- دی ۱۴۰۴
- آذر ۱۴۰۴
- آبان ۱۴۰۴
- آبان ۱۴۰۲
- شهریور ۱۴۰۲
- شهریور ۱۴۰۰
- مرداد ۱۴۰۰
- اسفند ۱۳۹۹
- بهمن ۱۳۹۹
- دی ۱۳۹۹
- آذر ۱۳۹۹
- آبان ۱۳۹۹
- مهر ۱۳۹۹
- شهریور ۱۳۹۹
- مرداد ۱۳۹۹
- تیر ۱۳۹۹
- خرداد ۱۳۹۹
- اردیبهشت ۱۳۹۹
- فروردین ۱۳۹۹
- اسفند ۱۳۹۸
- بهمن ۱۳۹۸
- دی ۱۳۹۸
- آذر ۱۳۹۸
- آبان ۱۳۹۸
- مهر ۱۳۹۸
- شهریور ۱۳۹۸
- مرداد ۱۳۹۸
- تیر ۱۳۹۸
- خرداد ۱۳۹۸
- اردیبهشت ۱۳۹۸
- فروردین ۱۳۹۸
- اسفند ۱۳۹۷
- بهمن ۱۳۹۷
- دی ۱۳۹۷
- آذر ۱۳۹۷
- آبان ۱۳۹۷
- آرشيو