توسط نرگس
| دوشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۱ | 2:45
خیلی دیر شد برای خوابیدن. مجبور شدم بیداربمونم تا سحر خواب نمونیم. چشم به هم زدم شد یک و نیم و یکم فکر کردم دو شد! الان هی دارم وسوسه میشم یه نیم ساعت بخوابم ولی میدونم خواب می مونیم. تنها کاری که میشه کرد وبلاگ خوندنه.