توسط نرگس
| چهارشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۲ | 8:15
هوای امروز منو یاد وقتی انداخت که میرفتم مدرسه و امتحان داشتم و افسوس میخوردم که باید تو مدرسه زندانی باشم و ازین هوا لذت نبرم. ولی حالا ازون روزای گند خبری نیست. تنهام. روی تختم نشستم و پنجره بازه. صدای پرنده ها و ماشینهارو میشنوم. و حرکات بچه رو حس میکنم.