یکشنبه ها، نی نی قرار گذاشته استرس وارد کنه! دیروز رفتم دکتر شیش ساعت داشت دنبال صدای قبلش میگشت و پیدا نمیشد. حالا چون قبلش که منتظر بودم نوبتم بشه داشت تکون میخورد خیالم راحت بود که زنده است ولی دکتر میگفت صدای قلبش باید محکم و قوی مثل همیشه شنیده بشه و اینجوری قبول نیست. منم خوابم میومد میخواستم بگم تا شما صدارو پیدا میکنی من یه چرت میخوابم. همون حالت خواب آلودگی باعث شده بود نگرانیم کمتر بشه ولی یه دفعه که گفت پاشو برو سونوگرافی من دیگه ترسیدم. طبقه پایین یه سونو گرافی بود که زنگ زد بهش و گفت اورژانسی منو قبول کنند. م دم در تو ماشین بود ولی تنهایی و خیلی زیبا پاشدم رفتم و تا دستگاهو گذاشت قلبشو دید و صداشو گذاشت. و گفت بچه پشتشو کرده و خودشو شکلی کرده که با این دستگاهای معمولی دکترا نمیشه صدای قلبشو شنید. حالا فهمیدم اون چیزی که روی شکمم هی قلنبه میشه و من فکر کردم شاید زانو یا کف پاش باشه، پشت بچه است. یعنی همون کمر و باسنش که هی فشار میده و میده بالا تا یکم جا باز کنه برای خودش. سر بچه اول اصلا فکر نمیکردم جاش تنگه و داره اذیت میشه ولی اینبار واقعا حس میکنم این مساله رو و دلم برای دومی میسوزه. دلم برای تلاشی که میکنه میسوزه. شش روز دیگه میاریمت بیرون.
توسط نرگس
| دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۲ | 10:17
آرشیو وب
- دی ۱۴۰۴
- آذر ۱۴۰۴
- آبان ۱۴۰۴
- آبان ۱۴۰۲
- شهریور ۱۴۰۲
- شهریور ۱۴۰۰
- مرداد ۱۴۰۰
- اسفند ۱۳۹۹
- بهمن ۱۳۹۹
- دی ۱۳۹۹
- آذر ۱۳۹۹
- آبان ۱۳۹۹
- مهر ۱۳۹۹
- شهریور ۱۳۹۹
- مرداد ۱۳۹۹
- تیر ۱۳۹۹
- خرداد ۱۳۹۹
- اردیبهشت ۱۳۹۹
- فروردین ۱۳۹۹
- اسفند ۱۳۹۸
- بهمن ۱۳۹۸
- دی ۱۳۹۸
- آذر ۱۳۹۸
- آبان ۱۳۹۸
- مهر ۱۳۹۸
- شهریور ۱۳۹۸
- مرداد ۱۳۹۸
- تیر ۱۳۹۸
- خرداد ۱۳۹۸
- اردیبهشت ۱۳۹۸
- فروردین ۱۳۹۸
- اسفند ۱۳۹۷
- بهمن ۱۳۹۷
- دی ۱۳۹۷
- آذر ۱۳۹۷
- آبان ۱۳۹۷
- آرشيو