reName

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

توسط نرگس | چهارشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۲ | 14:59

برای واکسن دوماهگی بچه خودم بچه رو گرفتم و بردم مرکز بهداشت. خوشم اومد که بزرگ شدم! همش تو این وبلاگ در مورد بزرگ شدنای خودم پست گذاشتم کیف کردم!

اون روز که بیستم مرداد بود، م موند پیش اولی که خواب بود و منم تنها رفتم. بچه رو خیلی زیبا با لباس خونگی دست گرفتم رفتم واکسنشو زدم. چه گریه ای کرد!

یادش به خیر! سر بچه ی اول تا واکسنو زد و بچه گریه کرد من و م چقدر دست و پامونو گم کرده بودیم و نمیدونستیم چه خاکی توسرمون بریزیم. بعدشم من رفتم خونه ی مامانم اینا و بچه همش تب داشت. این یکی تبش کمتر بود و زودتر هم قطع شد که گویا ربط به قوی و ضعیف بودن بچه داره این مساله.

وزن بچه شده پنج کیلو که دکتر گفت خوبه و فقط دویست گرم کمه و شیرخشکو بیشتر کنم و قدش شده پنجاه و هشت. حال کردم با قدش چون بچه اولی من تو چهار ماهگی تازه شد پنجاه  هشت. ولی کلا لاغر به نظر میرسه. نمیدونم چرا.. و خانواده شوهرم همش این مساله رو میزنن تو سر من و بهم گیر میدن. خیلی کارشون زشته و دلیلش هم اینه که بچه جاری من که سه ماه از بچه من بزرگتره یه بچه ی خیلی درشت و خیلی چاقه. خب من چیکار کنم که بچه ام این مدلیه...؟ توقع دارن بچه دوماهه من اندازه پنج ماهه ی اون باشه! اصلا بچه ی من پنج ماهش هم بشه اون اندازه ای نمیشه چون استخون بندیهاشون و ژنتیکشون فرق داره. خلاصه اینکه منم اون بچه جاریم رو حسابی تحویل میگیرم و اتحاد خودمو با جاریم زیاد میکنم تا اونا هم بترکن.

آرشیو وب
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۰
  • مرداد ۱۴۰۰
  • اسفند ۱۳۹۹
  • بهمن ۱۳۹۹
  • دی ۱۳۹۹
  • آذر ۱۳۹۹
  • آبان ۱۳۹۹
  • مهر ۱۳۹۹
  • شهریور ۱۳۹۹
  • مرداد ۱۳۹۹
  • تیر ۱۳۹۹
  • خرداد ۱۳۹۹
  • اردیبهشت ۱۳۹۹
  • فروردین ۱۳۹۹
  • اسفند ۱۳۹۸
  • بهمن ۱۳۹۸
  • دی ۱۳۹۸
  • آذر ۱۳۹۸
  • آبان ۱۳۹۸
  • مهر ۱۳۹۸
  • شهریور ۱۳۹۸
  • مرداد ۱۳۹۸
  • تیر ۱۳۹۸
  • خرداد ۱۳۹۸
  • اردیبهشت ۱۳۹۸
  • فروردین ۱۳۹۸
  • اسفند ۱۳۹۷
  • بهمن ۱۳۹۷
  • دی ۱۳۹۷
  • آذر ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۷
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای reName محفوظ است .