توسط نرگس
| چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۴ | 3:3
نسكافه مو ميذارم تو ماكرو، پودر كافي ميت رو ميريزم كف دستم و مثل بچه ها ميخورم و ياد اولين باري ميفتم كه ازين پودر خوردم و مامان ريخت كف دستمون. به دستخط مامان نگاه ميكنم كه روي يه كاغذ كوچيك نوشته امانت nخانوم و با چسب زده بود روي كيسه وسايلي كه جا گذاشته بودم. منم چسبوندمش روي ديوار آشپزخونه. مامان استاد خوشنويسيه ولي دستخط همينجوريش خيلي فرق داره وقتي تند مينويسه. من هميشه بهش ميگم من از شما خوش خط ترم. خطش به نظرم شبيه خط پدربزرگمه. چه روزهايي كه ما روي ايوون يا تو اتاق نشستيم و به جدول حل كردن پدربزرگم نگاه كرديم. خطش خوب يادمه. چطور تك تك حرفهارو ميذاشت توي خونه هاي سفيد. كار هر روز عصرش بود.