reName

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

توسط نرگس | پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۴ | 1:3

مثل این قاتلا که به صحنه جرم برمیگردند، امشب بااینکه خوابم میاد رفتم تو اون سایت با مدیریت جدید.رفتم دنبال حواریون بداخلاق گشتم بااینکه مطمئن بودم دیگه نیست و نمیاد. ولی بالا و پایین کردن لیست اسامی خیلی هم جالب بود! کمی فکر کردم و دیدم این فرد نه وجود خارجی داره برام و نه حتی وجود مجازی پس چرا لیست اسامی رو بالا و پایین میکنم؟

صبح خواب دیدم مامانم مرده و طبقه آخر یه ساختمون بلند برامون ارث گذاشته اونم تو چند تا کیسه! و بهمون گفته یکی ازون کیسه هارو برداریم و خودش هم یه جورایی ناظر بود. همه کیسه ها رو باز کردیم و تو هر کدوم یه سری وسایل بود که برای ما خاطره بود.  مثل دفتر مشق، عکس، وسایل بچگی، و چیزای دیگه که یادم نمیاد. کل مدت داشتم گریه میکردم و یه آهنگ سنتی(خواننده هم داشت) هم از دور شنیده میشد. از ناراحتی و گریه از خواب بیدار شدم. رفتم نسکافه درست کردم بعد دیدم خیلی ناراحتم و میتونم گریه کنم. اولی مدرسه بود و دومی هنوز خواب بود. بعد از درست کردن نسکافه رفتم جلوی آینه حمام گریه کردم و دیدم گریه ام خوشگلم کرده.

آرشیو وب
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۰
  • مرداد ۱۴۰۰
  • اسفند ۱۳۹۹
  • بهمن ۱۳۹۹
  • دی ۱۳۹۹
  • آذر ۱۳۹۹
  • آبان ۱۳۹۹
  • مهر ۱۳۹۹
  • شهریور ۱۳۹۹
  • مرداد ۱۳۹۹
  • تیر ۱۳۹۹
  • خرداد ۱۳۹۹
  • اردیبهشت ۱۳۹۹
  • فروردین ۱۳۹۹
  • اسفند ۱۳۹۸
  • بهمن ۱۳۹۸
  • دی ۱۳۹۸
  • آذر ۱۳۹۸
  • آبان ۱۳۹۸
  • مهر ۱۳۹۸
  • شهریور ۱۳۹۸
  • مرداد ۱۳۹۸
  • تیر ۱۳۹۸
  • خرداد ۱۳۹۸
  • اردیبهشت ۱۳۹۸
  • فروردین ۱۳۹۸
  • اسفند ۱۳۹۷
  • بهمن ۱۳۹۷
  • دی ۱۳۹۷
  • آذر ۱۳۹۷
  • آبان ۱۳۹۷
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای reName محفوظ است .