مثل این قاتلا که به صحنه جرم برمیگردند، امشب بااینکه خوابم میاد رفتم تو اون سایت با مدیریت جدید.رفتم دنبال حواریون بداخلاق گشتم بااینکه مطمئن بودم دیگه نیست و نمیاد. ولی بالا و پایین کردن لیست اسامی خیلی هم جالب بود! کمی فکر کردم و دیدم این فرد نه وجود خارجی داره برام و نه حتی وجود مجازی پس چرا لیست اسامی رو بالا و پایین میکنم؟
صبح خواب دیدم مامانم مرده و طبقه آخر یه ساختمون بلند برامون ارث گذاشته اونم تو چند تا کیسه! و بهمون گفته یکی ازون کیسه هارو برداریم و خودش هم یه جورایی ناظر بود. همه کیسه ها رو باز کردیم و تو هر کدوم یه سری وسایل بود که برای ما خاطره بود. مثل دفتر مشق، عکس، وسایل بچگی، و چیزای دیگه که یادم نمیاد. کل مدت داشتم گریه میکردم و یه آهنگ سنتی(خواننده هم داشت) هم از دور شنیده میشد. از ناراحتی و گریه از خواب بیدار شدم. رفتم نسکافه درست کردم بعد دیدم خیلی ناراحتم و میتونم گریه کنم. اولی مدرسه بود و دومی هنوز خواب بود. بعد از درست کردن نسکافه رفتم جلوی آینه حمام گریه کردم و دیدم گریه ام خوشگلم کرده.